گمشده این روزهای ما

مولا علی (ع) می فرمایند: حکمت گمشده مومن است، آنرا فرا گیرید حتی از منافقان.

چه جمله زیبایی و چه فکر بسیطی، کسی که خود 4 سال حکومت بر مسلمین میکند چنین جمله ای را میگوید و ما را وادار به فکر میکند.

فکر اینکه اگر گاهی مقایسه میکنیم و از اسراف خودمان حرف میزنیم که جزء مسرف ترین مردم جهان ایم در حالی که در بعضی از کشورهای لامذهب با اعمال سیاستهایی و فرهنگ سازی این مسائل را ندارند، غرض مان این نیست که به اسلام و مسلمانی واقعی تیشه بزنیم. غرض این است که اسلام واقعی پیاده شود و ما مسلمانی واقعی باشیم. دینی که این همه از گناه اسراف میگوید اما ما چه؟؟ بی خیال بی خیال. انگار نه انگار.

از آن طرف اگر از پیشرفتهای مادی غرب مینویسیم غرض این نیست که بگوییم همه چیزشان خوب است؛ اما حداقل عقل حکم میکند خوبی هایشان را بگوییم و مهم تر از آن یاد بگیریم و به کار بندیم. نمونه اش همین بحث مبارزه با فساد.

جالب است در همین ایالات متحده قانونی وجود دارد موسوم به " لینکلن " که بر اساس آن مبارزه با فساد را به آحاد مردم کشانده و بر این اساس هرکس گزارش فسادی را به ماموران دولتی ارائه دهد، در صورت اثبات آن، 30 درصد مبلغ اختلاس به آن شخص گزارش دهنده اختصاص می یابد و مابقی به خزانه برمیگیرد. با این قانون امریکا توانست چندین میلیارد دلار از پولهای اختلاس شده را برگرداند. حال در کشور ما چه؟؟ خود قضاوت کنید. جدای از فرار اختلاس گران و رشوه هایی که به برخی مامورین دولتی داده شده، باید گفت ساختار مبارزه با فساد در کشور ما مبتنی بر یک سری سازمان و اداره است و مردم هیچ گونه نقشی ندارند. این برخلاف مشی امام راحل بود که در آن بر نقش محوری مردم در همه امور تاکید می کردند.

هر انقلابی با پشتوانه مردم شکل میگیرد و به پیروزی میرسد و غیر از این ممکن نخواهد بود، اما سوال اینجاست که بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب آیا مسئولین کشوری هنوز بر این عقیده اند که امور را به مردم واگذار کنند؟

نگاهی به تاریخچه اقدامات دولتهای مختلف و اظهارنظرهای  آنان خلاف این را ثابت میکند و حاکی از یک چرخش 180 درجه ای است. چرخشی که حالا کم کم زمینه های بی اعتمادی و در نهایت تقابل را فراهم میکند. نگاهی به انقلاب فرانسه و کنش های بعد از آن ما را بیشتر آگاه میکند. انقلابی که سبب اختراع گیوتین شد و گردن های زیادی را سر برید و در نهایت به دست ناپلئون به دیکتاتوری بدل شد و دوران تیره ای آغاز گردید. چرا که علت همه اینها دور کردن  انقلابیون اصلی یعنی مردم از انقلاب بود، حال آنکه حق طبیعی و قانون مردم دخالت در تمام شئون حکومتی خصوصا طرح سوال و بازخواست مسئولان است، چیزی که در کشور ما مشخصا جایگاه تعریف شده ای ندارد!




منبع این نوشته : منبع
مردم ,میکند ,کشور ,انقلاب ,اختلاس ,مبارزه ,مسلمانی واقعی

تلکه

(1) در کتاب بحارالانوار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود:
«خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است؛ از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد».
 عن علی (علیه السلام): قال رسول الله (ص): «اخذ الامیر الهدیة سحت و قبول القاضی الرشوة کفر» 
 هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.» 

(2) هنگامى که امیر مومنان علی علیه السلام از خیانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: وقتى که نامه ام به دستت رسید، فورا ابن هرمه را از مسئولیت بازار عزل کن ، به خاطر حقوق مردم ، او را زندانى کن و همه را از این کار با خبر نما تا اگر شکایتى دارند، بگویند. این حکم را به همه کارمندان زیر دستت ، گزارش کن تا نظر مرا بدانند. در این کار، نسبت به ابن هرمه نباید غفلت و کوتاه شود و الاّ نزد خدا هلاک خواهى شد و من هم به بدترین وجه تو را از کار برکنار مى کنم ، و تو را به خدا پناه مى دهم از این که در این کار، کوتاهى کنى .

اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج کن و سى و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر کسى از او شکایتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپایش زنجیر بزن ، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش در آور و اگر براى او خوردنى و نوشیدنى و یا پوشیدنى آوردند، مانع نشو و به کسى هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموزد و اگر به تو گزارش رسید که کسى در زندان چیزى به او یاد داده که مسلمانى از آن ضرر مى بیند آن کس را مى زنى و زندانى مى کنى تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود.

اى رفاعه ! همه زندانیان را براى تفریح به حیاط زندان بیاور غیر از ابن هرمه را، مگر آن که براى جانش ، بیمناک باشى که در این صورت او را با زندانیان دیگر به صحن زندان مى آورى ، اگر قدرت بدنى دارد هر سى روز، سى و پنج شلاّق بر بدنش مى زنى و قضیه را براى من بنویس و نام جانشین او را هم گزارش کن و حقوقش را قطع کن.


(3) گزارش سازمان شفافیت بین المللی در زمینه فساد مالی کشورها در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که ایران در این جدول در رتبه ۱۳۱ قرار دارد. افغانستان نیز در میان ۱۰ کشور آخر این جدول و رتبه ۱۶۹ را دارد.

(4) در ایران و بر اساس ماده ۲۸۶ مقرر داشته اگر فساد اقتصادی به دلیل وسعت اخلال و شبکه‌سازی، در حکم افساد فی‌ الارض باشد، مفسد به اعدام محکوم می‌شود. 

(5)  کمیته ضدارتشای مالزی به گفته کمیته‌ای «مستقل، حرفه‌ای و شفاف» در زمینه مبارزه با انواع جرائم مرتبط با رشوه است که در سال ۲۰۰۹ میلادی بر اساس قانون جدیدِ ضدارتشا تشکیل شده است. حداکثر ۲۰ سال زندان و پرداخت غرامتی معادل ۵ برابرِ میزان رشوه مجازاتی است که این قانون برای متخلفان در نظر گرفته است.تا سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۲ بانکدار در ویتنام اعدام شدند. 

توصیه میکنم مستند تلکه را حتما تماشا کنید. هرچند این مستند به تمام ابعاد فساد و رشوه نپرداخته و گزینشی عمل کرده، اما همینکه جرات کرده به همچنین موضوع مهمی بپردازد جای شکر دارد.

اینکه چرا امروز کار ادارات دولتی به جایی رسیده که برخی بی پرده درخواست رشوه (شیرینی)می کنندخود سوال مهمی است؟؟

اینکه قوه قضائیه تاکنون چه کرده و اساسا ایا ساز و کار مناسبی برای مبارزه با فساد دارد سوال مهم دیگری است؟ هرچند آماری که در قسمت (3) ارائه شده خود گویای میزان موفقیت!!! این قوه است.

مبارزه با فساد در کشورهای دیگر هم وجود دارد، اما باید پرسید چگونه ما مبارزه میکنیم که آمار فساد بالاست و چگونه آنها عمل میکنند که فسادشان از ما کمتر است؟

رفتار مولا علی الگوی مناسبی است. بند (2) به خوبی گویای رفتار ایشان با تخلفات اداری است. رفتاری که مسامحه نمیپذیرد و برخلاف برخی که امروز مبارزه با فساد را آبروریزی برای کشور میدانند و سعی در سرپوش گذاشتن و پرورش دزد دارند، دست خلافکار را هرکه باشد قطع میکند خواه حتی حسن و حسینش باشند.

آن دوحدیث بیشتر از اینکه نقل سخن باشد، نقل هشدار و اخطار است. اخطار به کارگزاران و قضات محترم که در تنظیم رفتار با مردم مراقب باشند. انسان به لحظه ای کافر شده و به دین محمد (ص) از دنیا نمی رود خواه در این دنیا هزاران عنوان رنگی به اسم خود چسبانده باشد و عده ای برایش دولا و راست شوند.

+ پیشنهاد میکنم مستند را ببینید و اگر خودتان هم نمونه هایی دارید برام بنویسید.


منبع این نوشته : منبع
رشوه ,فساد ,زندان ,مبارزه ,براى ,هرمه ,میکنم مستند ,علیه السلام

صبح اولین روز آموزشی


حالا دیگه صبح شده بود، اما چه صبحی! ساعت 4 و نیم صبح بیدارمان کردند. فکر کن یه لحظه. ما که شب قبلش ساعت 2 خوابیدیم حالا باید 4 و نیم صبح میرفتیم برای صبحانه :|
از آن طرف در پادگان آثار حیات خیلی پیدا نبود و همه چیز یخ زده بود. البته هنوز هوا تاریک بود و ما دقیقا نمی دانستیم در کجای تاریخ قرار گرفته ایم. صبحانه را خوردیم با هزار مکافات، از بی تجربگی های اول کار مثل تعیین جا و هزار داستان دیگر. خلاصه بعدش نوبت نماز صبح رسید که آن هم داستانی داشت که تو نماز صبح های دیگه تعریف میکنم. نماز رو که خوندیم کم کم بیرون مان کردن تا گروهان ها را تشکیل بدن. ما اینجا شنیده بودیم که یکی از این فرمانده گروهان ها پدر سربازا رو درمیاره. یعنی خدا خدا میکردیم تو اون سوز و سرما این فرمانده به پست ما نخوره! خدا رو شکر نخورد. 
من که با دوستام آمده بودیم مشکین شهر خدمت؛ رفتم تا توی یک گروهان بیافتیم اما دست تقدیر اتفاق دیگه ای رقم زد واسم که دفعه بعدی براتون میگم.

+ هر جمعه منتظر خاطرات خدمت ام باشید:) 
× نظری هم اگه دارید خوشحال میشم بگید.

منبع این نوشته : منبع
گروهان ,نماز

موجود عجیب!!

کمی به این تیترها دقت کنید!

* دستمزد و قدرت خرید در کشورهای مختلف دنیا بالاتر از نیروهای کار ایرانی است/ چند سوال مهم از مسئولان!

* نرخ دستمزد در سایر کشور‌ها چقدر است؟

* 60 درصد کارگران ایران کم‌تر از حداقل‌های قانونی حقوق می‌گیرند؟

سوالی که برای ما پیش می آید این است که با این  اوضاع، اضافه کاری در کشور ما چه معنایی دارد؟

کشورهای توسعه یافته تعطیلی بیشتری نسبت به ما دارند یعنی ساعت کاری کمتر، ولی تولید و رشد ملی شان بیشتر است؟ چرا؟

اکنون بر همگان آشکار است که رشد و شکوفایی کشور به ساعات کاری زیاد نیست بلکه به ساعت کار مفید و بهره وری وابسته است. اما در ایران  آمارها چیز دیگری میگوید، در واقع همان سوال بالا میشود، اضافه کاری برای چه؟

بسیاری از کارمندان در ساعات کاری خود کار خاصی انجام نمیدهند از آن طرف کارهای خود را به اضافه کاری و ساعات بعدازظهر می اندازند تا از مزایای آن بهره مند گردند. اساسا چنین چیزی سم است برای اقتصاد و سیستم اداری یک کشور.

کار اگر قرار است انجام شود باید در همان زمان رسمی اش انجام پذیرد، نه اینکه کارمندان را طوری بار بیاوریم که به کم کاری عادت کنند و در واقع تنبلی و از آن طرف عدم بهره وری.

جالب تر از آنکه با همه این اضافه کاری و اوضاع، باز حقوق در ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته کمتر و خیلی کمتر است.

حال اوضاع کارگران که دیگر خود جگر زلیخاست که اصلا کسی به سمتش نمیرود. 

اما راه چاره؟؟ 

تعریف درست از کار و ایجاد ساز و کارهای لازم برای افزایش بهره وری و همچنین حذف اضافه کاری از نظام اداری کشور.

قطعا سخت خواهد بود اما ثمرات زیادی خواهد داشت که هم در اقتصاد و هم در قدرت خرید مردم خود را نشان میدهد.


منبع این نوشته : منبع
کاری ,بهره ,کشور ,انجام ,کشورهای ,ساعات ,اضافه کاری ,ساعات کاری ,توسعه یافته ,کشورهای توسعه ,قدرت خرید ,کشورهای توسعه یافته

تقسیم گروهان

ما رو به 4 گروه تقسیم کردن تا گروهان ها رو تشکیل بدن. از اونجایی که من با دوستام اومده بودم خیلی دوس داشتم تا با هم در یک گروهان بیفتیم. پس با هم رفتیم در یک صف و از اونجا ما رو به سمت آسایشگاه سربازا بردند. هر گروهان 2 آسایشگاه داشت که بر اساس جمعیتی که میفرستادن تو آسایشگاه نفرات گروهان ها رو تعیین میکردن. خلاصه دوستان ما در صف چهارم و پنجم قرار گرفتن و من که مطمئن بودم با حساب و کتاب خودم حتما در گروهان اونها می افتم در همون صف ششم موندم. خلاصه نوبت رسید به صف پنجم. اولین رفیق ما رفت توی آسایشگاه دومی که مربوط به گروهان شهادت بود. بعدش اعلام کردن که آسایشگاه پر شده. نوبت رسید به صف پنجم و بقیه رفقای ما هم رفتن تو آسایشگاه اولی گروهان شهادت. داشت نوبت به منم می رسید که ناگهان تیر غیب زده شد.

یکی از این فرمانده ها اومد از صف ما 7 نفری رو با خودش برد که منم جزء شون بودم. می بینید بدشانسی رو :(

خلاصه سرتون رو درد نیارم؛ ما رو بردن و یه صف جدا تشکیل دادن تا کم و کسری سایر گروهان رو کامل کنن. من نفر پنجم بودم. 4 تای اول رو فرستادن گروهان ایثار. نفر آخر صف در رفت و خودش رو رسوند به گروهان شهادت... من و یه بنده خدا دیگه رو هم دادن به یه گروهان دیگه :| 

حالا افتادیم تو گروهان جهاد و القصه دوباره تقسیم شدن...


منبع این نوشته : منبع
گروهان ,آسایشگاه ,پنجم ,شهادت ,رسید ,خلاصه ,گروهان شهادت ,نوبت رسید

کف خیابان

این تعطیلی و فیلتر فعلی شبکه های اجتماعی هر چی نداشت برای بلاگی ها فکر کنم خیلی هم بد نشد، حداقل اش ما یه سرپناه مجازی داریم :)

اما بعد...

اعتراض و شکوه حق مردم هر کشوریه و اصلا در این اختلافی نیست، موضوع سر این است که چه روشی برای رسیدن به خواسته هامان پی بگیریم؟

در ساختار قانونی کشور آمده است:

مطابق قانون اساسی «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است» این حق یکی از حقوق بنیادین مردم است که در فصل سوم قانون اساسی با عنوان «حقوق ملت» به رسمیت شناخته شده است و تدوین کنندگان قانون اساسی به عنوان نمایندگان مردم خود را مکلف به تصویب این حق جهت تضمین آن در اصل ۲۷ قانون اساسی دانسته اند.

پس قانون با ضوابطی است را پذیرفته که مردم میتوانند اعتراض و راهپیمایی نمایند.

اما روش و پروسه ی پیش بینی شده در ایران چگونه است؟

اعلام راهپیمایی یک هفته قبل از برگزاری کتبا به وزارت کشور

درخواست به صورت حضوری داده شود و مدارک لازم ارائه شود. همچنین به سوالاتی پاسخ داده می شود.

 ابتدا اینکه موضوع راهپیمایی یا اجتماعی و هدف از برگزاری آن چیست و اینکه تاریخ برگزاری و ساعت آغاز و پایان آن چه زمانی است و اینکه مسیر راهپیمایی و ابتدا و انتهای آن کجاست.

محل سخنرانی و قرائت قطعنامه و مشخصات کامل مسئولین اجرایی و انتظامی مراسم با معرفی نامه کتبی از گروه مربوطه از دیگر موارد ذکر شده است. همچنین یک نسخه از قطعنامه کتبا باید ارائه شود.

طبق ماده 31 همان قانون نماینده رسمی گروه موظف است تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت به وزارت کشور تسلیم کند. 

این هم از پروسه ی کار!!!!

حال بر می گردیم به خط اول داستان، یعنی فرض کنید شما کارگران معدن یورت بوده و یا کارگر کارخانه اراک  هستید و به مواردی معترض بوده و در واقع کارد به استخوان تان رسیده است یا بهتر بگوییم رسانده اند!

 ابتدا به مسئولین دم دستی رجوع کرده تا مشکل حل شود. آنها هم وعده ای می دهند و می رود تا چند ماه بعد...

سپس نا امید از آنها به مسئولین شهری مانند امام جمعه، فرماندار، شهردار و مسئولین اداره کار و هرکه را که اندک احتمالی میدهی می روی.

آنها هم یا میگویند به ما مربوط نیست یا اینکه وعده ای می دهند که خودشان به توخالی بودنش بیشتر از شما اعتماد دارند. و این آخری ها البته ممکن است کتک تان هم بزنند که آخر کارگر و اعتراض!! یعنی چه؟

شما که از همه جا ناامید میشوید نامه ای به مسئولین مربوطه نوشته و از آنها استمداد می طلبید که آن نامه  البته می رود ؛ ولی در پیچ و خم اداری گم می شود.

حال شمائید و انبوه مشکلات، از نداشتن 10 هزار تومان هزینه ناچیز درمانی تا حتی لقمه نانی حلال در سفره!

اینجاست که وقتی وعده ی یک مسئول بلندپایه که بعد از نابود شدن معدن به آنجا می آید را در واقع ماله کشی بر قتل می دانید! بله قتل، چرا که می توانستند کمک کنند و نکردند، این را من نمیگویم بلکه آن کارگر به در بسته خورده میگفت.

حال همه را ضربدر تعداد ایرانیان کرده،ضربدر تعداد مسائل و مشکلات، ضربدر تعداد وعده های توخالی،ضربدر تعداد شکایات مردم که معلوم نیست چه شده، و همین طور مطالبات طلبکاران بانکی از موسسات قرض الحسنه کنید.

آیا راهی وجود دارد که اعتراض کنی؟ با آن ساختار عریض و طویل تظاهرات که قطعا نمیتوان کاری کرد چرا که سانسور می شود؛ مرگ بر گرانی...

چاره ای نمی ماند که با همه گرفتاری ها صدای خود را در خیابان آزاد کنی و مردم دیگر را همراه...

شاید کسی تظلمت را بشنود.

+ قطعا تخریب اموال عمومی را کسی تایید نمیکند

+ اما چیزی که این وسط گم شده حل مشکلات مردم است؛ آنچه که نمود پیدا کرد دوباره وعده و وعده و وعده....



منبع این نوشته : منبع
وعده ,مردم ,مسئولین ,اینکه ,اساسی ,اعتراض ,قانون اساسی ,ضربدر تعداد ,مبانی اسلام ,وزارت کشور

زلزله جام جهانی

در گیر و دار قرعه کشی جام جهانی و حواشی و طنزهای آن یادمان نرود مردمی هم هستند از هم وطنان مان که سرپناهی ندارند. یادمان نرود شادی زمانی معنا دارد که در جمع خانواده بزرگ ایران غم و غصه ای نباشد، حال که آنان به کمک ما نیاز دارند بی انصافی نیست که یک توپ ما را از هم دور کند؟؟

در کشورهای دیگر حتی فوتبال را هم وسیله نزدیکتر کردن دلها به هم کردند مثل همین بازی های خیریه، خوب است ما هم فراموش نکنیم مردم زلزله زده کرمانشاه را.

این را گفتم چون تجربه نشان داده جام جهانی و امثالهم ما را از خیلی چیزها و خیلی افراد غافل میکند؛ از بیکاری ، از قولهایی که بهمان دادند، از دزدی ها، از نجومی ها و نجومی بگیرها.

تجربه اش همین جام جهانی افریقا بود که درست همزمان با آن اسرائیل به لبنان حمله کرد و شکست سختی خورد. با یک توپ ما را سرگرم کردند و بعد کار خود را پیش بردند.

منکر سرگرمی و لذت و شادی فوتبال قطعا نیستم، اما می گویم شادی و لذت بردن واقعی یک چیز است و شادی های آنی که چند ساعت بعد خاموش می شود یک چیز دیگر.

 فقط مواظب باشیم شادی لبخند کودکی را به شوت زدنی نفروشیم، شاید لبخند کودکی به توجه ما بستگی دارد شاید فقط توجه ما!!


منبع این نوشته : منبع
شادی ,جهانی ,لبخند کودکی ,یادمان نرود

صدایی که هم اکنون میشنوید، صدای وحدت است

هفته ای که در آن قرار گرفته ایم هفته ایست موسوم به هفته وحدت. دلم نیامد چندخطی را سیاهه نکنم برای این هفته مهم و حیاتی.

هفته ای که بعضی نامردان و سیاه رویان آن را براعت نام گذاشتند و تلاش کردند تا شیعه و سنی را به جان هم بیاندازند. آنهایی که کاملا روشن است نان شان را از کجا می خورند و از تریبون چه کسانی حرف می زنند.

* اول آنکه وهابیت را با اهل تسنن یکی ندانیم که زمین تا آسمان باهم فرق دارند، وهابی های سگ صفت عربستانی کجا و سنی های آرام و بی ادعا کجا. (خدا ریشه وهابیت رو بکنه ان شاء الله)

* دوم آنکه چه در شیعیان و چه در تسنن افراطی هایی هستند که به یکدیگر توهین و ناسزا میگویند که کاملا کار غلطی است. آنها یا از سر جهالت این کار را میکنند یا به پشتوانه خارجی و با برنامه ریزی. این دو گروه رو نباید ملاک رابطه شیعه و سنی قرار داد که شیعه انگلیسی و سنی لندن نشین همه جا هست و پول میگیرند تا چرندیات ببافند.

* سوم اینکه ایران اسلامی دارای مذهب رسمی شیعه است و در ضمن در خود ادیان و مذاهب دیگر رو هم جای داده. پس باید با دوستی مسائل رو حل کرد. اختلاف عقیده هست قطعا و کسی منکر نیست اما نکته اینجاست که باید با عقیده باطل جنگید نه با افراد. اینکه شیعه و سنی به جان هم بیافتند درست نیست، در عوض مناظره کنند و عقاید خود را عرضه کنند تا هرکس آزادانه تصمیم بگیرد. اما در نهایت برادری پابرجا بماند. شهید مطهری تعبیر زیبایی دارند که وحدت یعنی در عین داشتن اختلاف عقیده، علیه دشمن خارجی متحد باشیم چرا که همه مسلمانیم.

چهارم* استان های سنی نشین را دریابید!! کردستان، سیستان و استانهای دیگر...

مطالبی که این حقیر از استانهای سنی نشین میخوانم اصلا خوب نیستند. ظاهرا مسئولین مردم را رها کرده اند. این البته یک حرف ساده نیست! اینکه اگر فردا در همین استان ها مردم به طلب حق خود دست به تظاهرات بزنند یا کاری کنند که اعتراض شان را نشان دهند دور از انتظار نیست؛ اما احتمالا این طرف مسئولین این اعتراضها و مشکلات را سیاسی میکنند و حتما میگویند آنها داعیه این را دارند که ریشه شیعیان را بکنند که این طور نیست البته.

وعده های توخالی ندهید به این مردم زحمت کش که آنها نیز هموطن ما هستند، اینطور آنها را از همه چیز نا امید نکنید. خدا گواه است که علی بن ابی طالب برای کشیدن خلخال از پای زن یهودی هشدار میدهد و نگران است، حال آنکه قبله مان یکی؛ خدا و پیامبرمان و کتاب مان یکیست، پس چرا فریاد مسلمان را درنمی یابید که روز قیامت قطعا جواب گو خواهید بود.


منبع این نوشته : منبع
هفته ,شیعه ,مردم ,اینکه ,آنکه ,وحدت

16 آذر

به جرات میتونم بگم دانشجویی شیرین ترین دوران زندگی ام بوده. دورانی که غذای سلفش یک داستان، مسئولین بی بخارش سر دیگر آن، کلاس هایش یک طرف دیگر و مهم تر از همه اساتیدش طرف دیگر قضیه بودند.

از شیوه های کذا و کذای نمره گرفتن از استاد تا کنسل کردن کوییزهای بیخود و با خود، از غذای سلف که می رفت تا انقراض دانشجویان را سبب شود و صد البته از قیمت مناسبش!!!!! از کلاسی که سقف اش ترک و دیوارش نم داشت و اصلا انگار در خود سومالی در حال تحصیل بودیم... و از مسئولینش که یا نبودن در اتاق شان... یا همش جلسه بودن... یا با دانشجو کاری نداشتن، آخر آنها مسئول دانشگاه بودند نه مسئول دانشجویان!!

بگذریم... همه تلخ و شیرین دانشجویی ، بوم رنگی از زندگی بود که حقیقتا رنگ زیبایی داشت. این وسط 16 آذر بهانه خوبی شد تا در این اوضاع و احوال کمی به دانشجوها بها دهند...

از اینکه رییس جمهور به سیستان سفر کردن که حواشی هم کم نداشت... از آن طرف بعضی برنامه های بی خود دانشگاه ها برای بزرگداشت روز دانشجو که بیشتر سبب کوچک داشت دانشجو بود تا تقدیر دانشجویان...

و این آخری دیگه خیلی عجیب بود. شاید هم عجیب نبود و من فک میکنم عجیبه. قضاوت با شما.

⭕️پاسخ های جالب عابران خیابان 16 آذر به یک خبرنگار


سال 88 یک خبرنگار سوژه جالبی را انتخاب کرد. او در میان عابران خیابان 16 آذر می پرسید علت نامگذاری این خیابان چیست؟ برخی از پاسخ ها را می خوانید:

ادامه مطلب

منبع این نوشته : منبع
خیابان ,دانشجو ,دانشجویان ,عابران خیابان

یه جستجوی ساده

خوشحالی دشمن و ناامیدی مردم را کجا جستجو کنیم؟ | میثم جوکار



اگر مسئله ناامیدی مردم بود باید فکری جدی برای این همه ناکارامدی و پَلشتی که مردم با پوست و گوشت و استخوان درک می‌کنند، می‌شُد، اما مسئله امنیت و ثبات و آرامش است و کاری اساسی برای رفع مشکلات نمی‌شود.


خوشحالی دشمن را نباید در تیترهای خبری بی‌بی‌سی جستجو کرد، او کار خبری حرفه‌ای خودش را می‌کند، خوشحالی دشمن را در اتفاقاتی جستجو کنید که به واقع و حقیقتا منافع دشمن را روی زمین تأمین می‌کند، مثل برجام!


خوشحالی دشمن در این است که کاتسا را تصویب می‌کند و سران مملکت می‌گویند؛ این تحریم‌ها جدید نیست.


خوشحالی دشمن در این است که می‌بیند میان درد و مشکلات عجیب مردم، نمایندگان مجلس فکر حقوق و مزایای خود هستند و ذره ذره امید مردم را پودر می‌کنند و اراده جدی برای مبارزه هم نیست.


خوشحالی دشمن از ناامیدی مردمی است که می‌بینند مسئولان فیشها و املاک نجومی می‌گیرند، اما نه تنها کسی با آنها برخورد نمی‌کند که گفته می‌شود: اینها زیاد نیستند.


خوشحالی دشمن از ناامیدی آن کارگر معدن بدبختی است که حقوق ماهیانه‌اش ۸۰۰ هزار تومان است و همان را هم بهش نمی‌دهند و همزمان می‌بیند که مدیران این مملکت -تازه آن ساده زیست‌هایشان- ۲۰ میلیون به بالا حقوق می‌گیرند.


دشمن را احمق نپنداریم که از عدالتخواهی و بیان مشکلات خوشحال می‌شود، دشمن از خفه کردن صدای دادخواهی و باز شدن فضای لفت و لیس مسئولان که نتیجه‌اش چیزی جز ناامیدی مردم نیست، خوشحال می‌شود.


منبع این نوشته : منبع
دشمن ,خوشحالی ,مردم ,ناامیدی ,حقوق ,جستجو ,خوشحالی دشمن ,ناامیدی مردم ,نیست خوشحالی